محمد عبدالهی

گروه کامپیوتر جهاد دانشگاهی مشهد

دفترِ عمر


محمد رضا عرفانیان . چرخِ گیتی چه شتابنده به گشت و گذر است چشمِ عفلت زده از سِیرِ زمان بیخبر است . دفترِ عمر ورق می خورد از بادِ فنا آخرین برگ به ناگاه، زمانِ سفر است . عمر ما کاش که در نیکی و خدمت گذرد ورنه این ماندن و رفتن به چه سود […]

ادامه مطلب

آرامش گمشده


محمد رضا عرفانیان   دیگر این شهر جای ماندن نیست و زندگی در جنگل ترجیح دارد شهری که جهنمی از اتومبیل شده شهری که بسیاری از رانندگانش صلاحیت ندارند و اصول رانندگی و اخلاقی را رعایت نمیکنند . سرعتهای غیرمجاز سبقتهای نادرست و حرکات ناشایسته و ناشیانه آسایش و امنیت عبور و مرور را مختل […]

ادامه مطلب

سیمای عشق


محمد رضا عرفانیان . ای خوشا آگاهی معنای عشق یا خوشا مدهوشی رویای عشق . ای خوشا پروازِ اوجِ عاشقی یا غریقِ پهنه ی دریای عشق . ای خوشا بیگانگی با عاقلی یا خوشا دیوانه ی غوغای عشق . عشق اکسیرِ امیدِ زندگی ست زندگی پوچ است بی سودای عشق . میشود با عشق تا […]

ادامه مطلب

فـریـاد پـوچی


محمد رضا عرفانیان . در مسیری سنگلاخ و کوره راهی مه گرفته در سقـوط گامهـای بی ثبـاتم گم شـدم . رفتـه بـودم تـا مگـر یـادی ز خود پیـدا کنم در غبار کوچه های خاطراتم گم شدم . کیستم آخر به جز خواب و خیال و سایه ای گمشده در قیل و قال باور و تردید […]

ادامه مطلب

در سوگ عزیزی دیرینه


محمد رضا عرفانیان . قدر یاران خود نمیدانیم غافل از سیر روزگارانیم . اعتباری به عمر انسان نیست اطلاعی ز وقت پایان نیست . مهربانی کنیم تا وقت است خوش زبانی کنیم تا وقت است . هرچه کردیم بدگزینه بس است شر و پرخاشها و کینه بس است . به خود آییم و دل به […]

ادامه مطلب

آرزومندی


محمد رضا عرفانیان . ای کاش دنیا با دل ما مهربان بود ای کاش درد و غم کلامی بی نشان بود . ای کاش قهر و کینه معنایی نمی داشت ای کاش مهر و دوستی ورد زبان بود . از بازی نیرنگ بازان خسته هستیم ای کاش راه راستی رسم جهان بود . آلایش اهل […]

ادامه مطلب

با شـیوه پـروانـه


محمد رضا عرفانیان — . مـوجِ حـزینِ اشک ما دریـا ندارد تـوفـان خـروشِ ســینه ی مـا را ندارد . از سینه ی پر سوزِ خود با شعله گفتیم گفتا به جـز آتشفشان همـتا ندارد . ما وارثان کشتگان سر به داریم داغِ دلِ مـا لالـه ی صـــحـرا نـدارد . ما خفتگانِ بی خبـر بر خـاکِ […]

ادامه مطلب

راه نیـکی یـا بـدی


محمد رضا عرفانیان . معیار حساب ، ذره و مثقال است سرکش ز حساب ، بنده ی امـیال است یاران حسین (ع) مـردمان نیک اند گـمـره ز ره حسـین (ع) در اغـفـال است

ادامه مطلب

خـوابِ آرزوهـا


محمد رضا عرفانیان . شامگاهان سرزمینی بی نشان را خواب دیدم آنچه در بـاور نمی گنجد ، همـان را خواب دیدم + خواب دیـدم زندگی زیبـاست ، زیبـاتـر ز رویـا وان خیال انگیز ( شهرِ آرمان ) را خواب دیدم + چهره ها لبریز بود از شور و شوق و شادمانی منــظـرِ مـفـقــوده ی دورانمـان […]

ادامه مطلب

حـرمـان


محمد رضا عرفانیان — . زنـدگی معنـا ندارد ، خالی از اکسـیر عشق مرگِ تـدریجی ست ، نامحسـوس ، مرگی مستـمـر آتشی پنهـان به دل از نامـرادیهـا چـو من بی تحمل ، شامگاهِ آخرین را منتظر + زنـدگی بی عشق چون غمـنامه ای فـرسـایشی ست لجظه ها آهسته ، روز و شب غمین و میخکوب […]

ادامه مطلب