محمد عبدالهی

گروه کامپیوتر جهاد دانشگاهی مشهد

دفترِ عمر


محمد رضا عرفانیان
.
چرخِ گیتی چه شتابنده به گشت و گذر است
چشمِ عفلت زده از سِیرِ زمان بیخبر است
.
دفترِ عمر ورق می خورد از بادِ فنا
آخرین برگ به ناگاه، زمانِ سفر است
.
عمر ما کاش که در نیکی و خدمت گذرد
ورنه این ماندن و رفتن به چه سود و ثمر است
.
ای ستم پیشه ی غافل ز خود و خلق و خدا
مگرت عمر ز انواع بشر بیشتر است
.
بس شگفتا ز چنان غافلی و بیخبری
که همه عمر به بیداد وخطا و خطر است
.
زندگی دوزخِ ما شد زِ کژاندیشی ها
میتوان ساخت بهشتی که سگالی دگر است
.
بشریت به سقوط است زِ اهریمن جهل
خرد و دانش واندیشه نجاتِ بشر است